ای کاروانیان راه عشق! وقتی به کرب و بلا رسیدید، پای بر خاکی گذاشتید که ما در آرزوی بوسیدنش سوختیم… ما را هم بشمارید در آن موج بیکران، آنان که جامههایشان را به باد عطش زائران دادهاند، آنان که دل به پای… بیشتر »
اینجا “حوزه” است، جایی که قلبم را پیدا کردم… همیشه فکر میکردم سکوت شبهای حوزه، نشانهی خالی بودنش است… تا اینکه یک روز خودم طلبه شدم و فهمیدم سکوت اینجا، از هزاران گفتار پررنگتر است! اینجا، کتابها فقط کلمات خشک… بیشتر »
گاهی زندگی، آدم را تا لب پرتگاه میبرد… جایی که همه چیز هست، جز آرامش! آنوقت است که نگاهت به آسمان میافتد و میپرسی: خدایا، کجای این دنیا میشود تو را پیدا کرد؟🥺 حوزه جواب همین سوال است… جایی که بوی قدیم کتابها، بوی بهشت… بیشتر »